از هر دری سخنی
سلام به همه دوستاي عزيزم
1-امروز تو راه اومدن ناخوداگاه حواسم رفت به كلاه كاسكت موتوري ها .يكي بندش رو اندخته بود تو گردنش و كلاه واسه خودش تو هوا قل ميخورد. يكي در نهايت رمانتيك بودن كلاه رو گذاشته بود سر همسرش و خودش بي كلاه بود .يكي كلاه گذاشته و تك چرخ مي فرمود. خلاصه كه اين موتور و موتور سواري هم فرهنگي دارد براي خودش ها ؟![]()
2-در مهموني گذشته اي كه رفتيم صاحبخانه ماشين ظرفشويي داشت و بسي بسيار زياد همه خانومهاي ماشين نداشته با غر و چشم نازك كردن و عشوه و ........................ خواهان خريد ماشين از طرف همسران گرامي مي شدند.![]()
3- باز هم در نهايت خرسندي اعلام ميدارم كه اينجانب فلون يه كم سرما خورده همچنان به رژيم خود پايبندم و زرق و برق سفره افطار همچنان نتوانسته مرا گول بزند. بزن زنگو![]()
4- اين را هيچ وقت اعلام نكرده بودم كه من داراي يك عدد بيني بسيار قوي مي باشم كه مسلم ميدانم وقتي بقيه در صف خيلي چيزا بودن من دقيقا مثل برره اي ها هي مي رفتم ته صف و هي از خداوند بيني مي گرفتم ، تا حدي كه اكنون حتي محتويات قابلمه همسايه طبقه سوم را ميدانم و نيز كي غذايش سوخته و يه عالمه اطلاعات بويايي ديگه ، و گاهي اوقات از خودم سوال مي كنم خدايا يعني بعضي از اين خانومها و آقايون محترم چند بار در ماه آيا به حمام مي روند، چون دارم خفه مي شوم .![]()
5-دلم ميخواست يه چيزي بنويسم من باب رفتارهاي زشت در هنگام روزه و افطار گفتم بابا تو اگه خيلي زرنگي نمي خواد از مردم انتقاد كني برو خودت رو درست كن.![]()
6- خدايا من از مج ري برنامه م اه ع س ل متنفرم . يعني نمي خوام ريختش رو ببينم .حتي يك نظر .اه اه اه اه![]()
7- سريال اغما اون لحظه اي كه امين تارخ رفت سرد خونه كم مونده بود خونه ما سيل راه بيفته
. از موضوعش خوشم اومده بود ولي الان احساس ميكنم داره موضوع گم مي شه.
8- با خجالت اعتراف مي كنم كه من به سريالهاي ماه رمضون معتادم .و همشون رو دنبال ميكنم.
9- مطمئنم خودم رو حلق آويز هم بكنم سيزده تا كه چه عرض كنم ده تا هم فكر نكنم بشه.
10- راستی یه سوال ؟ اگه خواستید جواب بدید اگه نه هم اجباری نیست. هر کسی راجع به نویسنده وبلاگی که میخونه یه تصوری داره . شما چه تصوری چه اخلاقی چه فیزیکی از من دارید. هر کی دوست داشت جواب بده . ممنون
