سلام
مامانم یکشنبه رفت زیارت خانه خدا . دیروز هم که زنگ زد مدینه بود. یه لحظه که مرقد پیامبر اومد جلوی چشمم اشک توی چشمم جمع شد . ایشالا هر کی دوست داره بتونه بره . آمین
شب هم اومدیم خونه بابا اینا ومشغول فوتبال دیدن شدیم و من و بابا یه عالمه رئال رو تشویق کردیم و هی من
و آقای همسر کرکری خوندیم (طرفدار بارسلون بود) آخرش هم با یه قیافه پیروزمندانه به آقای همسر نیگاه کردیم.
صبح دوشنبه برامون تعطیلی معنی نداشت . چون کله سحر پاشدیم رفتیم خونه بابای آقای همسر تا شله زرد نذری بپزیم.
جاتون خالی . پختن یا به عبارتی پختیم (البته من بیشتر در نقش هم زن و گاهی اوقات هم در نقش مزه سنج عمل میکردم)
. بعدش هم رویش را یه عالمه اسم پنج تن نوشتیم و بعد هم ناهار خوردیم و تشریفمان را بردیم منزل خودمان.
تا رسیدیم کارامون و انجام دادیم و یه یک ساعتی خوابیدیم و در حین بیدار شدن بودیم ، که هی با خودم فک میکنم، (ببخشید) مگه این آقای همسر مرض داره که پاشو هی میکوبونه زمین.

دیدیم ای دل غافل زلزله است (بیچاره آقای همسر).
خدا را شکر که کسی طوریش نشد. راستش من همیشه فکر میکنم خوبه از این زلزله تا حد همین ریشتر بیاید.
احساس میکنم انرژی زمین تخلیه می شود. علاوه بر اون به کسی هم آسیبی نمی رسد.خدایا توکل به خودت
قراره که برا مامان آش پشت پا بپزیم .
فعلا مقدماتش رو حاضر کردیم تا چهارشنبه که بپزیم ایشالا.
از دیشب تا حالا دارم بیشتر برا این قسمت نوشته ام برنامه ریزی میکنم
هر کی دیشب برنامه نود رو ندید یه فیلم کمدی رو از دست داد ،یعنی باورتون نمیشه من ساعت 12:40 داشتم قهقهه میزدم
وای خدایا . فردوسی پور جلب ورداشته بود علی دایی را آورده بود . اولش که یه سلام و احوالپرسی جدی
کردن و بعد شروع شد . همون اولای گفتگو هم علی دایی از شیث رضای و مصطفی دنیزلی عذر خواهی کرد و گفت یه کم تند رفته . نباید عصبانی میشده
حالا فردوسی پور از آب گل آلود ماهی گرفتنش گرفته بود هی میگفت ولی زدی توی صورتش ها.
اونم میگفت نه نزدم . فقط یه کوچولو خورد بهش.
حالا هی از این اصرار ،از این یکی انکار.
کم مونده بود علی دایی به خاطر همه اتفاقات بگه من (ببخشید) بگم گه خوردم تو راضی می شی . که دیگه خلاصه به خیر ختم شد
یه عالمه حرفای خنده دار زدن . یعنی وقتی یه میان برنامه پخش میکردن من به آقای همسر میگفتم
الانه که فردوسی پور پای چشمش سیاه شده باشه.
یه جا عادل گفت ببخشید ها ولی 90 دقیقه بازی کردن شما همچین میرفت روی اعصاب مردم . 
خلاصه یه جنگ اساسی دیشب برپا بود .
یه آرشیوی هم نشون داد از سال حدود 79 تا الان .
عادل میگفت خوبه که آدم تغییر قیافه ها رو هم ببینه. حالا علی دایی در سال 79 با سبیل و خیلی قیافه ساده .
الان موهاش بالایی و با لباس بسیار گرون .
اونم گفت به هر حال هر سال مد عوض میشه دیگه.
به هر حال جالب بود (یا شاید برا من که همیشه فوتبال دوست داشتم ،خیلی جذاب بوده )
دیشب هم اومدیم توی حال خوابیدیم ،آخه اخبار گفت ممکنه که این فقط پیش لرزه بوده باشه و رعایت احتیاط واجب است.
ببخشید که خیلی زیاد شد . دلم برای یه آپ درست و درمون تنگ شده بود.
امیدوارم همیشه خوش و سرحال و خوشبخت و سلامت باشید

